Skip to content

رودکی

دسته اطلاعات
نام کامل ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم
تخلص رودَکی
تولد حوالی ۸۵۸ میلادی، بنج (رودک امروزی)، امپراتوری سامانی
وفات ۹۴۰/۴۱ میلادی (۸۲ یا ۸۳ سال)، بنج
پیشه شاعر، خواننده، موسیقی‌دان
زبان فارسی نو
دوره سامانیان
شهر بخارا
معروف به پدر شعر فارسی، بنیان‌گذار شعر فارسی نو

معرفی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم (حوالی ۸۵۸ – ۹۴۰/۴۱ میلادی) متخلص به رودَکی، شاعر، خواننده و موسیقی‌دانی بود که به‌عنوان نخستین شاعر برجسته‌ای که به زبان فارسی نو سرود شناخته می‌شود. او که شاعر دربار سامانیان بود، بنا بر گزارش‌ها بیش از ۱۸۰٬۰۰۰ بیت شعر سروده، اما تنها بخش کوچکی از آثار او به جا مانده است؛ از جمله قسمت‌هایی از نسخۀ منظومۀ کلیله و دمنه که مجموعه‌ای از حکایات هندی است.

رودکی در روستای بَنُج (واقع در منطقهٔ کنونی رودک در تاجیکستان) به دنیا آمد. بخش مهمی از دوران کاری خود را در دربار سامانیان گذراند. اطلاعات زندگی‌نامه‌ای او را به امیر سامانی، نصر دوم (حکومت: ۹۱۴–۹۴۳)، پیوند می‌دهد، اما ممکن است او پیش از آن نیز در زمان امیر پیش از نصر، احمد سامانی (حکومت: ۹۰۷–۹۱۴)، به دربار پیوسته باشد.

موفقیت رودکی تا حد زیادی به‌سبب حمایت حامی اصلی‌اش، وزیر ابوالفضل بلعمی (درگذشته ۹۴۰) بود، که نقش مهمی در شکوفایی ادبیات فارسی نو در قرن دهم داشت. پس از سقوط بلعمی در سال ۹۳۷، دوران کار رودکی رو به زوال رفت و سرانجام از دربار اخراج شد. او آخرین سال‌های زندگی خود را در فقر سپری کرد و در زادگاهش نابینا و تنها درگذشت.

در ایران، رودکی به‌عنوان «بنیان‌گذار شعر فارسی نو» شناخته می‌شود و در تاجیکستان به‌عنوان «پدر ادبیات تاجیک» مورد تقدیر قرار می‌گیرد. رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و پدر شعر پارسی می‌دانند به این دلیل که تا پیش از وی کسی دیوان شعر نداشته است.

"اهمیت رودکی"
از تمام آثار رودکی که گفته می‌شود بیش از یک میلیون و سیصد هزار بیت و نیز شش مثنوی بوده، تنها ابیات پراکنده به همراه چند قصیده، غزل و رباعی باقی مانده است. تعداد ابیات باقی‌مانده از رودکی را ۱۰۴۷ بیت گزارش می‌کنند.

درونمایۀ اشعار رودکی باور به ناپایداری و بی‌وفایی جهان، اندیشهٔ غنیمت‌شمردن فرصت، شادی و شادنوشی است.

زندگی و مرگ

او در روستایی به‌نام بَنُج رودک (پنجکنت در تاجیکستان امروزی) در ناحیهٔ رودَکی در نزدیکی نَخشَب و سمرقند به دنیا آمد. رودکی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد. می‌گویند رودکی حدود یک صدهزار بیت شعر سروده است و در موسیقی، ترجمه و آواز نیز دستی داشته است.

رودکی در سه سال پایانی عمر مورد بی‌مهری امرا قرار گرفته بود. او در اواخر عمر به زادگاهش بُنَج رودک بازگشت و همان‌جا در سال ۳۲۹ هجری (۹۴۱ میلادی) در گذشت.

او مدح‌کنندهٔ امیر سعید نصر بن احمد اسماعیل (۳۰۱–۳۳۱ هجری) امیر سامانی، ابوجعفر احمد بن محمد (امیر سیستان)، ماکان پسر کاکی سردار دیلمی و خواجه ابوالفضل بلعمی وزیر سامانیان — که رودکی را به نظم کلیله و دمنه برانگیخت — بوده است.

رودکی فرزندی به نام عبدالله داشته است که در بیشتر تذکره‌ها پیش از نام خودش می‌آمده و از این رو به ابوعبدالله معروف شده بود.

فعالیت رودکی در شعر

رودکی در بسیاری از موارد از اولین‌ها در ادبیات پارسی است. او آثار بسیاری را خلق نمود که متأسفانه جز پاره‌ای از آن‌ها به دستمان نرسیده است. شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار عجم خود رودکی را آفرینندهٔ رباعی دانسته و آغاز شاعری رودکی را از آنجا می‌داند که وی صدای شادی کودکی که در حال گردوبازی کردن بود را می‌شنود که از فرط شادی بابت هنر بازی خود زبان شاعری وی گشوده شده و با کلامی آهنگین می‌گوید:

دولتشاه سمرقندی (قرن نهم) در تذکرهٔ معروف خود آن کودک را پسر یعقوب لیث سر سلسلهٔ صفاریان می‌داند؛ و شاعر با شنیدن آهنگ این کلام تحت تأثیر قرار گرفته و به خانه می‌رود و بر همان وزن به شاعری می‌پردازد؛ و از آنجا که اشعارش در دوبیت بودند به رباعی معروف می‌شوند. به هر حال او را مبتکر قالب رباعی دانسته‌اند.

موسیقی و رودکی

در تذکره‌ها آمده رودکی چنگ نواز بوده است. می‌گویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازه‌ای بوده است که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد.

"داستان بوی جوی مولیان"
این داستان که در کتاب چهار مقاله از نظامی عروضی آمده است بر این قرار است که امیرنصر سامانی (یا امیری دیگر) از بخارا به هرات می‌رود و دلبستهٔ هوای هرات می‌شود. بازگشت به بخارا را چنان فصل به فصل عقب می‌اندازد که مدت چهار سال او و ملازمانش در هرات می‌مانند. لشکریانش که دل‌تنگِ بخارا شده بودند به رودکی که در آن زمان نزد امیر محتشم و مقبول القول بود روی آورده و به او گفتند اگر هنری بورزد و شاه را برای بازگشت به بخارا ترغیب کند پنجاه هزار درم به او پاداش می‌دهند. رودکی نیز می‌دانست در این هوای لطیف نثر کارگر نیست و باید چیزی بسراید و بنوازد که از هوای هرات لطیف‌تر باشد. از این رو قصیده ای می‌سراید و هنگامی که امیر سامانی صبوحی کرده بود، چنگ نواخته و آن تصنیف را با آواز می‌خواند؛ و امیر چنان تحت تأثیر قرار می‌گیرد که بدون آنکه کفش را در پایش کند سوار بر اسب می‌شود و مستقیم به سوی بخارا می‌تازد.

بوی موی جولیان

"قصیده بوی جوی مولیان"
بوی جوی مولیان آید همی | یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درُشتی‌های او | زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست | خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا، شاد باش و دیر زی | میر زی تو شادمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان | سرو سوی بوستان آید همی
میر ماه ست و بخارا آسمان | ماه سوی آسمان آید همی

او برای سروده‌های آهنگین خود یک راوی داشته که نامش احتمالاً مج یا ماج که اشعار رودکی را با صدای خوش می‌خوانده است. خود رودکی در شعر خود از او به نام مج یاد می‌کند.

ویژگی‌های سروده‌ها

سبک شعری رودکی، سبک غالب آن روزگار یعنی سبک خراسانی است. ویژگی‌های سبک خراسانی در شعر رودکی نمود کامل و جامعی دارد و به همین دلیل می‌توان او را نمایندهٔ تام و تمام این سبک از شعر فارسی دانست.

اگرچه سروده‌های وی در دایرهٔ ادبیات غنایی و بعضاً تعلیمی جای می‌گیرد، اما اندکی تأمل در شعر او نشان می‌دهد که وی از داستان‌ها و موضوعات حماسی، به خوبی آگاهی داشته و با استادی و مهارت تمام توانسته این مسئله را در شعر خود بازتاب دهد. جدا از این، شعر رودکی نشان‌دهندهٔ فضا و حال و هوای حماسی است که بر جامعهٔ آن روزگار سایه افکنده بود. رودکی اغلب در توصیفات غنایی از عنصر حماسه بهره برده و بدین وسیله به شعر خود صلابت و فخامت ویژه‌ای بخشیده است.

یکی از مهارت‌های او کاربرد صور خیال، از جمله تشبیه و استعاره در اشعار است، تصاویری که رودکی در اشعارش به کار برده، بر عکس شعرای دیگر سبک خراسانی، متحرک و جاندار است. در میان تصویرهای گوناگون، تشبیه مهم‌ترین آرایه در شعرهای رودکی به‌شمار می‌آید.

!!! note "نکته" منطقه‌ای که رودکی در آن زاده شد و زیست در دوره‌های پیشین منطقه‌ای سُغدی‌زبان بود و تأثیر این زبان بر فارسی دوره‌های اولیه، یعنی فارسی دوره رودکی هنوز نمایان بود. برآورد می‌شود که در سروده‌های باقی‌مانده از رودکی در حدود ۸۰ واژه سغدی به‌کار رفته است.

آثار

رودکی با وجود تقدم نسبت به شاعران بزرگ ایران زمین از پرکارترین‌ها نیز به‌شمار می‌رود. ابیات او در گزارش‌های رشیدی سمرقندی، جامی در بهارستان، نجاتی و شیخ منینی و مؤلفان «حبیب السیر» و «زینت المجالس» و «مفتاح التواریخ» در همه و همه تعداد ابیات رودکی بیش از یک میلیون محاسبه کرده‌اند.

کلیله و دمنه

مهم‌ترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است. جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی باقی نمانده است. کلیله و دمنه در اصل کتابی است هندی که در دورهٔ ساسانیان به دستور بزرگمهر و به‌دست برزویه به پارسی میانه ترجمه شد؛ و داستانی است رازآلود از زبان حیوانات. روزبه دادویه مشهور به ابن مقفع پس از اسلام آن را به عربی برگرداند و همان اثر ابن مقفع یا متن پهلوی به‌دست رودکی به شعر فارسی درآمد.

سندبادنامه

از دیگر آثار رودکی می‌توان به سندبادنامه اشاره کرد. اثر سندبادنامه هم از اصلی هندی بوده که از عصر ساسانیان به ایران شده و از ایران به ادبیات عرب و اروپا راه یافته است. سندبادنامه در دورهٔ سامانیان به فرمان نوح بن نصر سامانی به فارسی ترجمه شد.

اشعار غنایی

عمدهٔ اشعار غنایی رودکی را غزلها و رباعیهای وی تشکیل می‌دهند. این اشعار که برپایهٔ دم‌غنیمت‌شمری و خوشی و گذران زندگی و معاشقه استوار است شباهت زیادی با اشعار هوراس و آناکرئون و ابونواس دارد و در حقیقت تجدیدگر راهی‌ست که از اپیکور آغاز شده در ایران به رودکی رسیده و از همین راه به دست خیام و حافظ سپرده شده است.

مدایح

رودکی نیز مانند غالب شعرا شاعری درباری بود و در مدح و تکریم شاهان و فضلا بیت می‌سرود. مدایح او غالباً به صورت قصیده ‌اند. او در مدح بسیار میانه‌رو بوده و اثری از تملق و چاپلوسی در مدحیاتش نمی‌توان یافت.

نابینایی رودکی

برخی از نویسندگان همانند محمد عوفی در لباب‌الالباب رودکی را کور بدو تولد دانسته‌اند، همچنین قدیمی‌ترین منبع، رودکی را اکمه (کور مادرزاد) خوانده است. ولی برخی تنها از نابینایی او سخن گفته‌اند.

با این همه برخی هیچ سخنی از کوری او نمی‌گویند مانند سمعانی در الانساب یا نظامی عروضی در چهار مقاله و نیز در کتاب تاریخ سیستان. از دیگر سو شعرهایی نیز از رودکی به‌جامانده که او را بینا می‌نمایاند:

"ابیاتی که نشان از بینایی دارد"

همیشه چشمم زی زلفکان چابک بود | همیشه گوشم زی مردم سخندان بود

"توصیف طبیعت بهار"

لاله میان کشت بخندد همی ز دور | چون پنجهٔ عروس به حنّا شده خضیب  
نفاط برق روشن و تندرش طبل زن | دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب

"تشبیه طبیعت به کتاب ارژنگ مانی"

اکنون ز بهار مانوی طبع | پر نقش و نگار همچو ژنگست

"نتیجه‌گیری"

با توجه به این اشعار و اشعار دیگری که رودکی به تصریح از فعل «دیدن» استفاده کرده است، اندیشمندان فارسی بر این نظر هستند که نوشته **محمود بن عمر نجاتی** نویسنده کتاب **بساتین‌الفضلاء** را که در ۷۰۹ (قمری) نوشته شده درست می‌انگارد که چنین می‌گوید: «رودکی در پایان عمر کور شده است.»

رودکی در ادبیات فارسی

یادکرد رودکی در شاهنامه فردوسی

فردوسی در شاهنامه از رودکی یاد کرده و او را به عنوان شاعری نابینا معرفی کرده است:

"فردوسی درباره رودکی"
گزارنده را پیش بنشاندند | همه نامه بر رودکی خواندند

رودکی در سایر آثار

بسیاری از شاعران و نویسندگان بعدی از رودکی یاد کرده‌اند و او را به عنوان پدر شعر فارسی ستوده‌اند.

آیین بزرگداشت رودکی و جایگاه جهانی

رودکی در ایران و تاجیکستان جایگاه ویژه‌ای دارد. در تاجیکستان زادروز او به عنوان تعطیلی ملی جشن گرفته می‌شود و آرامگاه او در رودک به عنوان یک مکان تاریخی و فرهنگی مورد بازدید قرار می‌گیرد.

میراث و ارزیابی

ریچارد فرای باور دارد که رودکی در تغییر خط از خط پهلوی به خط فارسی نقش داشته است. رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و پدر شعر پارسی می‌دانند.

آرامگاه

آرامگاه رودکی در روستای رودک (بنج) تاجیکستان قرار دارد. این مکان به عنوان یک بنای تاریخی و فرهنگی ثبت شده و هر ساله هزاران نفر از آن بازدید می‌کنند.

برای مطالعه بیشتر